جستجوی NEW SENS و قیمت سهام JSE
اطلاعات بیشتر در مورد برنامه
کشورهای دارای منابع طبیعی فراوان – طلا ، الماس ، نفت خام – اغلب نمی توانند این مزیت را به نتایج توسعه مطلوب تبدیل کنند. این به عنوان نفرین منابع طبیعی شناخته می شود. کشورهایی مانند نیجریه ، آنگولا و جمهوری دموکراتیک کنگو اغلب به عنوان مثال ذکر می شوند.
توضیحات متعددی برای دوره منابع ارائه شده است. این موارد شامل عدم پاسخگویی دولت است که معمولاً با منابع بزرگ ناشی از منابع طبیعی نسبت به سایر منابع درآمدهای مالیاتی همراه است. موارد دیگر افزایش ارز محلی در برابر ارزهای اصلی مانند دلار آمریکا است که رقابت سایر بخش های اقتصاد را در سطح جهانی دشوار می کند. این بیماری به عنوان بیماری هلندی نامیده می شود ، که به دلیل بحران اقتصادی است که در اواسط دهه 1970 پس از کشف نفت در دریای شمال ، هلند را تحت تاثیر قرار داد.
یک مشکل مرتبط ، اما مشکلی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است ، نفرین منابع مالی است. این به ناتوانی کشوری با منابع طبیعی خوب برای تولید درآمد داخلی از سایر بخشهای اقتصاد اشاره دارد. به عنوان مثال ، بین سالهای 2000 تا 2010 ، درآمدهای منابع در آنگولا بالای 20 of از تولید ناخالص داخلی باقی ماند در حالی که میزان مالیات غیرمنابع به طور متوسط حدود 7 بود.
اما لعنت منابع مالی نیازی به نتیجه قطعی برای کشورهای در حال توسعه ندارد. یک مطالعه اخیر نشان می دهد که نشانه های احتمالی این است که رویکرد چین در تجارت با کشورهای غنی از منابع آفریقایی می تواند پاسخگو باشد.
به چین قراردادهای سرمایه گذاری زیرساختی دوجانبه به کشورهای غنی از منابع پیشنهاد شده است. به عنوان مثال ، چین هزینه برخی از کالاها را با سرمایه گذاری در زیرساخت های کشور تأمین کننده پرداخت می کند. این رویکرد رایج در چندین کشور آفریقایی از جمله آنگولا ، سودان ، نیجریه و اتیوپی بوده است.
هیچ توافقی در ادبیات اقتصاد در مورد رابطه بین فراوانی منابع طبیعی و بسیج درآمد داخلی وجود ندارد. با این وجود بسیاری از مطالعات نشان می دهد یک معاوضه بین درآمد حاصل از بخش منابع طبیعی در مقابل کسانی که از بخش های دیگر.
مطالعه ما بررسی کرد که آیا درآمدهای منابع طبیعی عواید مالیات غیرمنابع را در کشورهای در حال توسعه جابجا می کند یا خیر. سهم جدید آن این است که تاثیر چین را بررسی می کند. این به طور خاص در مورد مشارکت گسترده چین (به عنوان خریدار) در تجارت منابع طبیعی از زمان پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO) در سال 2001 است.

اژدها را وارد کنید

ما بررسی کردیم که آیا ورود چین به تجارت جهانی بر رابطه بین منابع طبیعی و بسیج درآمد داخلی تأثیر گذاشته است.
ما شواهد ثابتی مبنی بر رابطه منفی بین درآمدهای منابع طبیعی و بسیج درآمد مالیاتی از بخش های دیگر پیدا نمی کنیم. مفهوم کلیدی این است که فراوانی منابع طبیعی نیازی به نفرین ندارد.
در مطالعه ما از مجموعه داده جهانی منحصر به فردی استفاده کردیم که درآمدهای منابع داخلی و درآمدهای غیرمنابع را جدا می کند. پایگاه داده توسط مرکز بین المللی مالیات و توسعه تهیه شده است. میزبان دانشگاه ملل متحد است . ما همچنین از داده های شاخص های توسعه جهانی بانک جهانی و راهنمای خطر بین المللی کشور استفاده کردیم .
ما نمونه ای از 45 کشور در حال توسعه را با داده های مربوط به دوره 1980-2015 تجزیه و تحلیل کردیم. بیش از نیمی از این کشورها آفریقایی هستند.
دوره بعد از سال 2001 با رشد تجارت کالا و افزایش قیمت کالاها همراه بود. اینها به دلیل افزایش تقاضای چین برای نفت خام و فلزات ایجاد شد. به عنوان مثال ، تقاضای جهانی چین برای فلزات پس از سال 2001 به حدود 40 درصد از کل تقاضا افزایش یافت در حالی که پیش از این 3 درصد ناچیز بود. آفریقا یک سوم نیازهای انرژی چین را برآورده کرد.
این شوک تقاضا باعث صادرات منابع طبیعی و در نتیجه افزایش درآمد منابع شد.

شوک چین

بدون در نظر گرفتن نقش چین ، متوجه می شویم که رابطه ای منفی بین درآمدهای منابع طبیعی و درآمدهای مالیاتی غیرمنابع وجود دارد. به عبارت دیگر ، به نظر نمی رسد که کشورهای در حال توسعه مالیات را در خارج از بخش منابع افزایش دهند ، در حالی که قیمت کالاها بالا است و درآمد منابع در حال افزایش است. اما تجزیه و تحلیل آماری قوی نشان می دهد که این امر چندان ساده نیست.
اگر "شوک چین" را در نظر بگیریم ، شواهد ثابتی مبنی بر رابطه منفی بین درآمدهای منابع طبیعی و درآمدهای مالیاتی غیرمنابع وجود ندارد. مطالعه ما نشان می دهد که درآمد منابع طبیعی می تواند نقش مکمل در افزایش مالیات در خارج از بخش منابع طبیعی داشته باشد.
به طور متوسط ، افزایش یک درصدی در درآمدهای منابع باعث افزایش درآمدهای مالیاتی غیرمنابع در حدود 0.3 درصد برای کشورها و دوره زمانی مطالعه می شود. با این حال ، از نظر آماری این رابطه قوی نیست.
یک توضیح منطقی می تواند این باشد که چگونه کشورهای در حال توسعه از تقاضای چین برای منابع طبیعی استفاده می کنند. در مقابل کالاهای اولیه ، چین یک استراتژی سرمایه گذاری دوجانبه در زیرساخت ارائه می دهد. این امر اغلب بازار مالی و چالش های حاکمیتی را که کشورهای در حال توسعه با آن روبرو هستند جبران می کند. به عنوان مثال ، چین هزینه برخی از کالاها را با سرمایه گذاری در زیرساخت های کشور تأمین کننده پرداخت می کند. این رویکرد رایج در چندین کشور آفریقایی از جمله آنگولا ، سودان ، نیجریه و اتیوپی بوده است.
توسعه زیرساخت های چین در این کشورها می تواند باعث رشد بخش های غیرمنابع آنها شود. زیرساخت ها یکی از تنگناهای کلیدی برای رشد بخش خصوصی است. به نوبه خود ، رشد بخش خصوصی می تواند به این اقتصادها در تنوع بخشیدن به پایه اقتصادی و افزایش درآمدهای غیرمنابع کمک کند. بنابراین ، افزایش درآمدهای منابع طبیعی نیازی به جابجایی سیاست مالیاتی سالم ندارد. بسیج درآمد مالیاتی در بخش غیرمنابع ضرورتی ندارد.

نگرانی در مورد کدورت

عدم وجود یک رابطه مثبت از نظر آماری بسیار قابل توجه است. اول ، حتی اگر شوک چین تغییری ایجاد کند ، توسعه ظرفیت مالیات در کشورهای در حال توسعه به زمان نیاز دارد. علاوه بر این ، نباید انتظار داشت که مدل تجارت منابع طبیعی چین با کشورهای در حال توسعه به طور خودکار نتایج مطلوب را در هر مورد تضمین کند.
در واقع ، ادبیات رو به رشد در مورد دخالت چین در آفریقا تصویر متفاوتی را ترسیم می کند . به عنوان مثال ، علیرغم مزایای بالقوه پروژه های زیرساختی ، نگرانی هایی در مورد کدورت قراردادهای چینی و کیفیت پروژه ها وجود دارد . برخی دولتها همچنین نگران هزینه وامهای پشتیبان منابع طبیعی هستند. علاوه بر این ، بسیاری از کشورهای در حال توسعه فاقد ظرفیت برای مدیریت موثر پروژه های زیرساختی هستند.
به طور کلی ، تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد که شواهد محکمی وجود ندارد که نشان دهد درآمدهای منابع طبیعی درآمدهای مالیاتی غیرمنابع را جابجا می کند. سرمایه گذاری در زیرساخت در کشورهای در حال توسعه با توجه به منابع طبیعی طبیعی می تواند به تنوع اقتصاد و درآمد دولت کمک کند. این امر به سیاست گذاران این فرصت را می دهد که پایه مالیاتی را گسترش داده و نرخ مالیاتی نسبتاً پایداری را حفظ کنند. همچنین چیزی را در سطل درآمد داخلی قرار می دهد حتی زمانی که چاه های نفت خشک می شوند. گفتگو
دانیل افوچاچو ، پژوهشگر ، م Instituteسسه علوم سیاسی (گروه اقتصاد سیاسی و توسعه) ، دانشگاه زوریخ و ادوارد نکتیا آمپونشا ، دانشیار ، گروه اقتصاد ، دانشگاه غنا
این مقاله تحت مجوز Creative Commons از The Conversation بازنشر شده است. مقاله اصلی را بخوانید .
SIGN IN ثبت نام
بیماری های قلبی و سکته مغزی در حال حاضر اصلی ترین علل مرگ و میر در سراسر جهان هستند.




source

توسط خبرساز