C HIEF مدیران نیست، آن را بدون گفتن، بسیاری از نویسندگان طبیعی جهان می رود. آنها بدون جاه طلبی لیزری به قله نمی رسند ، ویژگی ای که به ندرت منجر به تأمل ادبی می شود. برای دستیابی به موفقیت ، آنها باید خود را که مستقیم صحبت می کنند بکشند و به جای آن به پیچ و تاب شرکت بپردازند. آنها نه به شهرت و نه به ثروت احتیاج دارند – دلایل اصلی نویسندگان در رنج و عذاب آنها است. و هنگامی که آنها می نویسند ، همانطور که ناشر تجاری اعتراف می کند ، شما اغلب "برای درختان گریه می کنید". فقط به رهبری بزرگ جک ولش (یعنی رهبر خود) موسوم به "برنده شدن" فکر کنید. اولین مروارید حکمت آن این است: "پیروزی در تجارت عالی است ، زیرا وقتی شرکت ها برنده می شوند ، مردم رشد می کنند و رشد می کنند."
بنابراین با شگفتی شومپیتر شکوفایی ژانری را جشن می گیرد که اکثر دوستداران کتاب در آن می لرزند: خاطرات مدیرعامل. درست است ، اشکالاتی نیز دارد. نویسندگان بیشتر سفیدپوست ، مرد و طبقه متوسط هستند. آنها نه همینگوی هستند و نه داستایوفسکی. هیچ رابطه جنسی ، مواد مخدر و فقط راک اند رول در میانه راه وجود ندارد. و آنها می توانند بهترین نویسندگان روح را بپردازند ، بنابراین به سختی می توان گفت که کار آنها چقدر است.
با این اوصاف ، این ژانر چیزهای زیادی دارد – مخصوصاً وقتی نویسندگان موسس شرکت های موفقی هستند که طبق تعریف ، هنر گفتن یک داستان خوب را تسلط دارند. این کتاب اخیراً با کتابهای فیل نایت ، بنیانگذار نایک ، در سال 2016 و استفان شوارتزمن ، خالق Blackstone ، در سال 2019 پیشرفت کرده است. جدیدترین نسخه آن "بازی زیبا اما پیروز" است ، داستان نحوه کار مایکل دل شرکت رایانه ای به نام او را ساخت که در نهایت نحوه ساخت و فروش رایانه ها را تغییر خواهد داد. عنوان پیشاهنگ پسر را نادیده بگیرید. این کتاب اسیدآمیز خنده دار ، ناخن جونده و سریع است. این کار همچنین دارای یک شرور از بازیگران مرکزی است: Carl Icahn ، سرمایه گذار فعال و بازیگر شکاری ، که درگیری با آقای دل داستان را به درد می آورد.
علاوه بر این ، برای کسانی که به تجارت علاقه دارند ، چنین حساب هایی برای رعایت برخی از معضلات بزرگ دهه های اخیر یک صندلی حلقه ای فراهم می کند: خصوصی ماندن یا عمومی شدن. اولویت بندی سهامداران یا ذینفعان ؛ ساخت سخت افزار یا نرم افزار. در دنیایی از کتابهای تجاری ناخوانا و مدارس تجاری گران قیمت ، ارزش دارد خاطرات مدیرعامل را جدی بگیرید. اگر هیچ چیز دیگری نباشد ، آنها به افشای آنچه اغلب گوروهای تجاری خود اشتباه می کنند کمک می کند.
اولین ویژگی کتابها رقابت پذیری است. خاطرات با آن برخورد می کنند. اینها شرکت های برد-برد نیستند که برای تبدیل جهان به مکانی بهتر ایجاد شده اند. کسب و کار ، همانطور که آقای نایت می گوید ، "جنگ بدون گلوله" است ، که هر بار یک فروش داشت ، که ناگزیر کسی باید آن را از دست بدهد. در سال 1988 ، هنگامی که آقای دل 23 ساله بود و Compaq بزرگترین رقیب او بود ، وی یک بیلبورد را در خارج از دفتر مرکزی آن در هوستون ، تگزاس ، با فلش به سمت غرب به طرف آستین ، جایی که شرکت چهار ساله خود در آن مستقر بود ، قرار داد. در این مقاله آمده است: "158 مایل تا فرصت". در "سگ کفش" ، رئیس سابق نایک درباره اهمیت اولین حضور در چین برای کسب برتری نسبت به رقبای خود می نویسد. او می نویسد: "این چه کودتایی خواهد بود." "یک میلیارد نفر. دو بیلیون. پا."
دومین عامل این است که شخصیت چگونه بر تجارت تأثیر می گذارد. در اکثر این گونه کتابها ، شخصیت تحت تجریدهای بی خون تحت الشعاع قرار می گیرد: بینش ، روایت ، ماموریت. در واقع ، مشاغل توسط افرادی با نقاط قوت و ضعف گوشتی و خون ایجاد می شود. البته همه کارآفرینان آرزوی موفقیت دارند. اما بخشی از نبوغ آقای دل در فهمیدن این بود که پیروزی او از طریق تکمیل خود جوان و خودپسند او با دولتمردان بزرگسال رنگارنگ که مشکلات ایجاد یک تجارت با سرعت برق را درک کرده اند ، حاصل می شود. طرفدار مستعار نایت ، جف جانسون بود ، فردی عجیب و غریب که مشتاق فروش مربی بود و نامه هایی بی پایان برای رئیس عصبانی خود نوشت. او هرگز پاسخی دریافت نکرد ، با این حال محبت بین این دو نفر باعث شد که نایک همان چیزی باشد که هست. مجموعه ای از شخصیت های وال استریت کتاب آقای شوارتزمن را درخشان می کند. یکی از به یادماندنی ترین آنها جیمی کین ، رئیس Bear Stearns است ، که با سرسختی از نوشتن چک خودداری کرد که سالها بعد می تواند بانک را از سقوط نجات دهد.
سوم صراحت می آید. در مورد شکست و همچنین موفقیت صادق باشید. تأسیس یک تجارت همیشه با چیزی همراه است که آقای شوارتزمن آن را "لحظه ناامیدی" می نامد: وقتی فکر می کنید که شما استاد جهان هستید ، اما هیچ کس دیگری این کار را نمی کند. در مورد آقای نایت ، این کلمه ای بود که بانکدار او در حالی که شبانه بالش را مشت می کرد در سرش جاری شد: "حقوق صاحبان سهام" ، یعنی پول نقد سرد و سختی که او باید به شرکت خود تزریق کند. او هیچ نداشت. برای آقای دل ، این ناامیدی بود که آقای ایکان ، استاد صداگذاری ، او را متهم کرد که در تلاش برای خصوصی سازی Dell در سال 2013 بسیار کم ارزش بوده است. او آن را شبیه "ضربه زدن به صورت با چاقو" می داند.
در نهایت ، زمینه. این کتابها همه ناسازگاری را در اطراف تجارت ، از کارکنان ، مشتریان ، رقبا ، وام دهندگان ، سرمایه گذاران و نهادهای نظارتی ارائه می دهند. این امر باعث می شود تمرکز یکجانبه بر موفقیت بسیار سخت باشد. هنگامی که دل در سال 2013 به طور موقت خصوصی می شود ، آقای دل در سکوت با "دسته های ناله کننده ، رانندگان صندلی های عقب ، متخصصان حاشیه نشین ، متفکران آینه عقب و حدس های دوم" خداحافظی می کند. آقای نایت با آنچه او "پرچم ملایم و عمومی" تجارت می نامد ، ایراد می گیرد. "کاری که ما انجام می دادیم بسیار بیشتر به نظر می رسید. هر روز جدید 50 مشکل جدید ، 50 تصمیم سخت به همراه داشت … و ما همیشه کاملاً آگاه بودیم که یک حرکت عجولانه ، یک تصمیم اشتباه می تواند پایان باشد. "
جاذبه خود بزرگ بینی همچنان باقی است. آقای شوارتزمن کتاب خود را با صفحاتی پر از نام و نشان به پایان می رساند. آقای دل در مورد نیکوکاری برای جهان به صفا می پردازد. با نشاط ، آقای نایت ، که در زندگی بعدی نویسندگی خلاقانه آموخت ، قبل از اینکه داستانش به یکی از موفقیت های نایک کسل کننده تبدیل شود ، به پایان می رسد. و این ژانر جا برای توسعه دارد. به زودی ، بارون های فناوری میانسال ساحل غربی برای گفتن داستان های خود خارش خواهند داشت. اگر مدیران اجرایی چهار C را به خاطر بسپارند: رقابت ، شخصیت ، صراحت و زمینه. و اگر به نویسنده شبح نیاز دارند ، هک های تجاری را به خاطر بسپارید که برخلاف روسای سوپراستار ، در گمنامی زحمت می کشند.
برای تجزیه و تحلیل تخصصی بزرگترین داستانها در اقتصاد ، تجارت و بازارها ، در خبرنامه هفتگی ما در Money Talks ثبت نام کنید.
این مقاله در بخش تجارت نسخه چاپی تحت عنوان "چگونه مدیران باید کتاب بنویسند" ظاهر شد
یک خبرنامه روزانه با بهترین روزنامه نگاری ما
اثر عجیب تنگناهای زنجیره تامین
سازمانها سلسله مراتب مسطح را در معرض خطر خود قرار می دهند
تغییر قدرت باتری ، آخرین رویارویی بین وزنه های سنگین دیترویت است
اثر عجیب تنگناهای زنجیره تامین
سازمانها سلسله مراتب مسطح را در معرض خطر خود قرار می دهند
تغییر قدرت باتری ، آخرین رویارویی بین وزنه های سنگین دیترویت است
با رونق شناورسازی ، ما به آنچه در یک لحظه کلیدی در سرمایه داری تغییر می کند نگاه می کنیم
پایتخت آلمان دوباره خود را به عنوان یک مرکز تجاری معرفی می کند
از سپتامبر 1843 منتشر شد تا در آن شرکت کند "یک رقابت شدید بین هوش ، که پیش می رود ، و یک جهل بی ارزش و ترسو مانع پیشرفت ما می شود."
حق چاپ © روزنامه اکونومیست محدود 2021 به همه حقوق محفوظ است.

source

توسط خبرساز